در برنامه خبری تلویزیون جمهوری اسلامی در مورد هفته عفاف که نوار ویدئوئی آن در خواندنیها منتشر شد و می توانید آن را در از راه پیوند پائین صفحه نگاه
کنید ، فردی که در سرش بیش از چند تار مونداشت مدعی بود موسسه او در حال طراحی مدل موی اسلامی برای مردان ایرانی است .
وی همچنین مدعی بود که قرار است جمهوری اسلامی یک آکادمی ویژه مدل موی اسلامی در کشور کانادا تاسیس کند تا بتوان مدلهای ابداعی را به سرتاسر جهان صادر کند .
به گزارش سیمای جمهوری اسلامی مدل موهای ابداعی این موسسه را وزارت ارشاد اسلامی نیز تائید کرده بود .
انتشار گزارش خواندنیها در این باره که ویدئوی ضبط شده از خبر سیما نیز به آن ضمیمه بود موجب شد که این موضوع ظرف مدت کوتاهی روی اینترنت به گردش بیفتد
و نقل آن در برنامه پارازیت تلویزیون صدای امریکا آن را بیشتر بر سر زبانها بیندازد .
اما علاوه بر ایران ، این روزها “مدل موی اسلامی ” به سوژه داغی برای رسانه های کانادائی نیز تبدیل شده است . از جمله یکی از روزنامه نگاران
نشریه معروف “گلوب اند میل” گزارشی را در این باره تهیه کرده است که روز شنبه ۲۴ ژوئیه در وب سایت این نشریه منتشر شد اینجا .
بر اساس تحقیقات این نشریه ، فردی که پشت برنامه “مدل موی اسلامی ” قراردارد افشین نعمتی نام دارد و مدیر بازاریابی خاورمیانه ای شرکتی به نام
“آماکا” در شهر تورنتو در کشور کانادا است اینجا .
تحقیقات گزارشگر این نشریه نشان می دهد که افشین نعمتی مالک منحصر به فرد شرکت “آماکا” است که در ایالت “اونتاریو” کانادا
به ثبت رسیده است . اما زمانی که گزارشگر به آدرس ثبت شده این شرکت مراجعه می کند ، خود را با شرکتی که کارهای حسابداری را انجام می دهد روبرو می بیند .
این موسسه به وسیله یک ایرانی دیگر به نام “داود اکبری” اداره می شود . داود اکبری مدیر این موسسه از این که افشین نعمتی بدون اطلاع او از
آدرس او در ثبت شرکت استفاده کرده است شگفت زده می شود و می گوید « آقای نعمتی به دفتر ما مراجعه کرد و اظهار داشت در کار واردات و صادرات فعالیت می کند ولی
توضیح بیشتری نداد! » .
همچنین در تماس این نشریه با انجمن بازاریابان و سایر مراکز بازاریابی در کانادا ، همه آنها از وجود شرکتی به نام ” آماکا” اظهار بی اطلاعی می کنند
.
افشین نعمتی خود را فارغ التحصیل دکترا در رشته مدیریت از دانشگاه “یورک” معرفی کرده است اینجا ولی زمانی که گزارشگر این نشریه به دانشگاه مراجعه می کند به او می گویند هرگز چنین دانشجوئی
در رشته دکترا این دانشگاه و دانشکده های وایسته به آن وجود نداشته است . در برنامه خبری سیمای جمهوری اسلامی نیز افشین نعمتی “دکتر در رشته بازاریابی بین
المللی ” معرفی شده بود .
گزارشگر روزنامه تلاش می کند با دفتر “آماکا” که با شرکت دیگری نیز برای صادرات و واردات محصولات الکترونیکی و برگزاری سمینار در یک محل
فعالیت دارند تماس تلفنی بگیرد . این تماس برقرار می شود ولی منشی واپراتور تلفن این شرکت بالاخره نمی تواند مکالمه را به افشین نعمتی وصل کند!
کلاهبرداری از جمهوری اسلامی شگرد تازه ای نیست و از ابتدای انقلاب رواج داشته است با این تفاوت که در اوایل امر رندان نابکار خود را با صحنه سازی به عنوان دلال
اسلحه جا می زدند ولی این روزها چهره آنها تغییر کرده و به جای کلاهبرداری در پوشش دلالی و فروش اسلحه ، خود را به عنوان متخصص , تبلیغاتچی که این روزها مورد
احتیاج شدید رژیم است جا می زنند و با همدستی افرادی از درون دستگاه به آلاف و الوف می رسند .
“شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور ” اینجا که بوسیله رحیم
مشائی معاون احمدی نژاد راه افتاده است ،یکی از آن نهادهائی است که فرصتهائی را در اختیار کلاهبرداران حرفه ای قرار داده که با جا زدن خود به عنوان سرمایه دار و
کارشناس ، از یکطرف به رژیم نزدیک شده و به رایگان به تهران سفر کنند و پذیرائی شوند و چندی بعد با جیبی پرمایه و چهره ای حق به جانب به اروپا و امریکا بازگشته
وخود را در صفوف اپوزیسیون جا بزنند .
ویدئو مدل مو اسلامی تائید شده وزارت ارشاد اینجا
گزارش روز گذشته تلویزیون الجزیره اینجا
2010-07-25
23:38:39
وزارت نيرو و سازمان آب با پايينترين استانداردهای موجود در جهان سلامت آب را ميسنجد
ايلنا:وزارت بهداشت ميگويد استانداردهای آب آشاميدنی تهران بايد با استانداردهای سازمان بهداشت جهانی who مطابقت داشته باشد ولی وزارت نيرو استانداردهای خاص خود را مدنظر قرار داده است
ـ درصدد نزديک کردن استانداردها هستيم.
ايلنا: معاون محيط زيست انسانی سازمان محيط زيست گفت: سيستم آبی که امروز وزارت نيرو و سازمان آب آن را پاک ميدانند استاندارد است ولی با پايينترين استانداردهای موجود در جهان مطابقت ميکند.
عليمحمد نوريان معاون محيط زيست انسانی سازمان محيط زيست در گفتوگو با خبرنگار ايلنا، در مورد موضوع سازمان حفاظت محيط زيست در مورد آلودگی آب تهران به نيترات گفت: علت اختلاف نظر وزارت بهداشت و درمان و وزارت نيرو در تفاوت استانداردهای مدنظر هر يک از دو وزارتخانه است.
او ادامه داد: وزارت بهداشت ميگويد استانداردهای آب آشاميدنی تهران بايد با استانداردهای سازمان بهداشت جهانی who مطابقت داشته باشد ولی وزارت نيرو استانداردهای خاص خود را مدنظر قرار داده است.
او افزود: سيستم آبی که امروز وزارت نيرو و سازمان آب آن را پاک ميدانند استاندارد است ولی با پايينترين استانداردهای موجود در جهان مطابقت ميکند.
نوريان تاکيد کرد: موضع سازمان حفاظت محيط زيست به نظر وزارت بهداشت نزديک است چون صلاحيت تاييد سلامتی آب آشاميدنی مردم با وزارت بهداشت است.
او افزود: با جلساتی که طی چند وقت اخير بين سازمان حفاظت محيط زيست، وزارت بهداشت و درمان و نيرو داشتهايم درصدد نزديک کردن استانداردهای اين دو وزارتخانه به يکديگر هستيم
2010-07-25
18:00:30
رهبر سابق الفتح: "طرح تشکیل سپاه را من نوشتم"
انیس النقاش، یکی از رهبران سابق الفتح که به همراه کارلوس درعملیات گروگان گیری وزیران اوپک در سال ۱۹۷۵ شرکت داشت، در کتاب خاطرات خود که اخیراً تحت نام "انیس النقاش ـ اسرار پشت صحنه" به همت صقر ابوفخر، خبرنگار و محقق فلسطینی، تدوین شده، به شرح بعضی رویدادهای سیاسی چند دهه اخیر ایران و خاورمیانه پرداخته است ...
انیس النقاش، یکی از رهبران سابق الفتح که به همراه کارلوس درعملیات گروگان گیری وزیران اوپک در سال ۱۹۷۵ شرکت داشت، در کتاب خاطرات خود که اخیراً تحت نام "انیس النقاش ـ اسرار پشت صحنه" به همت صقر ابوفخر، خبرنگار و محقق فلسطینی، تدوین شده، به شرح بعضی رویدادهای سیاسی چند دهه اخیر ایران و خاورمیانه پرداخته است. نقاش در خاطرات خود تاثیر جنبش الفتح بر انقلاب ایران و طرفداران ایت الله خمینی مانند قطب زاده و محمد منتظری، علل و چگونگی ترور نافرجام شاپور بختیار و ایده اولیه تشکیل سپاه پاسداران را بازگو می کند و می گوید: طرح تشکیل سپاه را من نوشتم و برای جلالداین فارسی فرستادم.
انیس النقاش که در جنبش "فتح" به "مازن" و در عملیات گروگان گیری اوپک با نام "خالد" شناخته شده بود، سال ها به جرم فعالیت های تروریستی تحت پیگرد پلیس بین الملل قرار داشت. شهرت وی در جهان بخاطر شرکت در عملیات گروگانگیری اعضای اوپک در وین می باشد. برای ایرانیان اما نام وی قبل از هرچیز با عملیات ترور نافرجام شاپوربختیار عجین است.
صقر ابوفخر در مقدمه این کتاب۲۲۰ صفحه ای با استناد به اظهارات نقاش مینویسد که نقاش اگرچه در عملیات متعددی شرکت داشت، اما «عملیاتی که بیشتر از همه او را بر سر زبانها انداخت، عملیات ترور نافرجام شاپور بختیار، آخرین نخست وزیر شاه بود«. عملیاتی که به گفته مولف "کار مشترک ایرانی ها، فلسطینی ها و لبنانی ها" بود.
نقاش در توضیح علل تلاش برای ترور شاپور بختیار می گوید: " در اویل انقلاب ترس از کودتا در ایران زیاد بود". ما مطلع شدیم که "آمریکایی ها، شاپور بختیار، صدام حسین و بعضی نیروهای دیگر در صدد کودتا در ایران هستند و این جمع به این نتیجه رسیده بود که کودتا امکان پذیر است. حلقه اتصال همه این نیروها شاپور بختیار و عده ای دیگر از مقامات ارشد ارتش بود. وقتی که جدی بودن این اطلاعات برای ما مسجل شد، تصمیم گرفتیم هرچه زودتر برای جلوگیری و به شکست کشاندن کودتا دست به کار شویم".
نقاش می گوید: "پس از صدور حکم قتل بختیار من طرحی تدوین کردم و شروع به فعالیت کردیم. پس از مدتی فعالیت توانستم محل اقامت بختیار را پیدا کنم". "برخلاف تصور ایرانیان بختیار در فرانسه و نه در انگلیس بود". "طرح ما بسیار خوب ودر حال پیش رفت بودیم که متاسفانه قبل از تاریخ اجرا آیه الله خلخالی اعلام کرد که من عده ای را برای قتل شاپور بختیار به فرانسه اعزام کرده ام. تاامروز برایم روشن نیست که چرا خلخالی این کار را کرد. خلخالی گفت که عده ای دیگر را برای اعدام شاه اعزام کرده ام و کارلوس را هم به آمریکای لاتین فرستاده ام. در صورتی که خلخالی در تمام عمرش یک بار هم کارلوس را ندیده بود. در چنین اوضاعی بهتر آن بود که عملیلت را متوقف می کردیم. اما ترس از کودتا و قریب الوقوع بودن آن از ما می طلبید که عواقب بعضی خطرها را بپذیریم و هرچه زودتر سر افعی را از تنش جدا کنیم".
در این عملیات که طراح و مجری آن خود نقاش بود، او به ضربه گلوله مجروح می شود و پس از آن دستگیر و به حبس ابد محکوم می شود. اما پس از ۱۰ سال زندان، در سال ۱۹۹۰، وی در معامله ای میان ایران و فرانسه آزاد می شود.
رابطه با طرفداران آیت الله خمینی: محمد منتظری، صادق قطب زاده و طباطبایی
نقاش در این کتاب بر نقش سازمان الفتح و فلسطینی ها در هدایت و موفقیت انقلاب ایران تاکید می کند و می گوید: "در پژوهش های عمیق خود پیرامون پیمان سنتو و ناتو به اهمیت و نقش مخاطره انگیز ایران و ترکیه پی بردم. پس از رسیدن به این درک گزارشی برای ابوجهاد [خلیل الوزیر از رهبران الفتح]، تدوین کردم و در آن نوشتم: امپریالیسم طرح و برنامه ای جامعی دارد. از این رو، نیروهای انقلابی باید برای مقابله با آن هم برنامه ای جامع تدوین کنند.اگر قرار است که توازن منطقه را تغییر دهیم، باید تلاش کنیم تحولاتی در ایران و ترکیه ایجاد کنیم". نقاش می گوید که ابوجهاد تحلیل مرا پذیرفت و درپاسخ گفت: "برادر پس شروع کنیم".
وی ادامه می دهد: "پس از آن شروع به برقراری رابطه های جداگانه با نیروهای ایرانی و ترک کردم. کانال ارتباطی نیروهای ایرانی مستقیم به خود ابوجهاد وصل می شد. اما بعدها نیروهای ایرانی دیگری به لبنان آمدند. وظیفه من بررسی وضعیت موجود و در میان گذاشتن آخرین تجولات با ابوجهاد بود. علاوه برآن، من و ابوجهاد مشکلات و احتیاجات مادی و سیاسی این نیروها و چگونگی پیش برد گفت وگوهای استراتژیک با آنان را ارزیابی و تحلیل می کردیم. بعد از مدتی ما به این جمع بندی رسیدیم که نیروهای ترک چندان جدی نیستند. نیروهای ترک کوچک و عمدتا مائوئیست و یا تروتسکیست بودند؛ و اگرچه قادر بودند عملیات بزرگی انجام دهند ولی فاقد پایگاه توده ای بودند. در ایران اما اوضاع بسیار متفاوت بود. نیروهای ایرانی نه تنها دارای پایگاه توده ای بودند، بلکه با بعضی جریانات مذهبی پیوند داشتند.
خوب به یاد می آورم یک بار خواستم گزارشی در مورد امکانات تشکیلات ایرانیان برای ابوجهاد تهیه کنم. از جلال الدین فارسی سوال کردم که می توانی به من درمورد پایگاه توده ای تان توضیح دهی؟ طرفداران شما چه کسانی هستند؟ جلال الدین آرام به من نگاه کرد و گفت: همه مردم طرفدار ما هستند. مراجع دینی، دانشگاهیان، جوانان، بزرگسالان. ما در تمام طبقات ریشه داریم. علی رغم این که این موضوع بسیار ساده و بدیهی بود، اما انتقال آن به ابوجهاد برایم مشکل بود."
نقاش در مورد افرادی که به لبنان رفت و آمد می کردند می گوید: جلال الدین فارسی مدت طولانی در بیروت زندگی کرد و با جنبش فتح همکاری داشت. از جمله کسانی که به لبنان رفت و آمد می کردند صادق قطب زاده و طباطبایی بودند. صادق قطب زاده اما در لبنان بطور کامل اقامت نکرد بلکه به لبنان رفت و آمد می کرد و با سید موسی صدر روابطی داشت".
ولی کسی که "بیش از همه در ایجاد ارتباط میان فلسطینی ها و ایرانی ها نقش داشت، شهید محمد صالح حسینی بود. محمد صالح حسینی، یک عراقی ایرانی الاصل بود و در عراق فعالیت داشت و بخاطر این فعالیت ها به زندان افتاد. بعد از فرار از زندان به لبنان آمد و ضمن حفظ گرایشات اسلامی اش به جنبش فلسطین ملحق شد". نقاش از او بعنوان"مهندس رابطه های اولیه امام خمینی و رهبران فلسطین" یاد می کند.
تشکیل سپاه پاسداران
نقاش در پاسخ به این سوال که "آیا درست است که ایده تشکیل سپاه به شما تعلق دارد" می گوید: "طرح تشکیل سپاه پاسداران را من نوشتم. یک بار جلال الدین فارسی پیش از سفر به ایران به منزل من آمد و گفت: ما از تکرار تجربه مصدق می ترسیم. ما به ارتش اعتماد نداریم، زیرا مقامات ارشد آن در آمریکا تعلیم دیده اند و ممکن است کودتا کنند. به او گفتم: ارتشی دیگر به موازات این ارتش درست می کنیم. به من گفت: آیا می توانی برای ما طرحی در این مورد تدوین کنی؟ و من هم طرحی تدوین کردم و نام آن را "سپاه پاسداران" گذاشتم. در این طرح تاکید کردم که سپاه پاسداران باید به سلاح های سبک (مانند کلاشینکف و آر.پی.جی) مجهز شود. افراد سپاه باید در تمام پادگان ها مستقر شوند تا بتوانیم به موقع هرگونه کودتا را خنثی و با شکست مواجه کنیم".
نقاش در ادامه می گوید: آن روز جلال الدین فارسی نتوانست به منزل من بیاید و طرح را دریافت کند، زیرا با برادر ابوعمار (یاسر عرفات) و در همان هواپیمای ابوعمار به ایران سفر کرد. به همین خاطر محمد صالح الحیسنی پیش من امد و می خواست به همراه محمد منتظری از طریق سوریه به ایران برود. طرح را به او دادم و گفتم به جلال الدین برسان. این طرح را به پسشنهاد و تقاضای جلال الدین تدوین کرده ام. محمد صالح الحسینی طرح را برد و از طریق سوریه به ایران رفت".
نقاش سپس این گونه ادامه می دهد: بعد از آن و پس از اعلام موجودیت سپاه به ایران رفتم. برایم روند تشکیل آن را توضیح دادند. به من گفتند که پنج نفر از جوانان، یعنی جلال الدین فارسی، محمد صالح الحسینی، محمد منتظری و بعضی اشخاص دیگر پادگان "هویزه" [در خوزستان] را اشغال و آنجا را به مرکز عملیات سپاه تبدیل کرده اند. پس از این اشفال و روز بعد نام نویسی داوطلبان عضویت در سپاه شروع شد". پس از این مراحل به گفته نقاش طرح "تشکیل سپاه به شورای انقلاب اسلامی وبرای آیت آلله خمینی فرستاده و تایید شد."
البته این روایت تشکیل سپاه تنها روایت موجود نیست و روایت های متعددی در مورد چگونگی شکل گیری و افراد موثر در شکل گیری آن وجود دارد.
تعداد صفحات: 1


